رموز موفقیت چین در مقیاس جهانی

شروع اصلاحات اقتصادی چین در سال 1979 بود. علامت این رویداد در دسامبر سال 1978 اتفاق افتاد که طی یازدهمین کنگره مرکزی حزب کمونیست چین، دنگ شائوپینگ رئیس تازه حزب، سخنانی ایراد کرد که به عنوان مهم ترین سخنرانی تاریخ چین مدرن شناخته شد. وی بر ضرورت تمرکز بر توسعه اقتصادی و آزادگذاشتن واقعیات و نه ایدئولوژی در تعیین مسیر آن تاکید کرد. شائوپینگ گفت: مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد، مهم این است که بتواند موش بگیرد. از آن زمان خط مشی چین همین بوده و این کشور با نوعی عمل گرایی سرسختانه به راه مدرنیزاسیون رفته است. نتیجه شگفت انگیز بوده است. این کشور طی تقریبا سی سال سالانه بیش از 9 درصد رشد اقتصادی داشته که شتابان ترین رشد یک اقتصاد بزرگ در تاریخ به حساب می آید. در همین تاریخ این کشور 400 میلیون نفر را از باتلاق فقر بیرون کشیده که بیشترین فقرزدایی انجام شده در هر جا و هر زمان است. چین، موفقترین داستان توسعه در تاریخ جهان است. منطقه مالی پودنگ در شانگهای هشت برابر کاناری وارف در لندن است. شهر چونگ کینگ عملا طبق الگوی شهر شیکاگوی آمریکا ساخته شده است. چین بزرگترین تولیدکننده ذغال سنگ، فولاد و سیمان جهان است. بزرگترین بازار تلفنهای همراه هوشمند در جهان است و حجم زیرساختهای آن پنج برابر آمریکاست. الگوی چین برای توسعه متفاوت از الگوی ژاپن و کره جنوبی بوده است. چین در حوزه تجارت و سرمایه گذاری از سیاستی کاملا باز پیروی کرده است. ژاپن و کره از راهبرد صادرات محور با انسداد بازار داخلی استفاده کردند ولی چین به جای آن درهای خود را به سوی دنیا باز کرد. مارک های معروف و شرکت های برتر جهان همه در چین شعبه دارند. از سوی دیگر چینی ها برای پیشرفت روحیه ناسیونالیستی خود را کنار گذاشتند. مثلا بیشتر برجهای پر زرق و برق و طرحهای شهرهایشان به دست معماران غربی ساخته شده و از همه جالبتر اینکه چین برای برگزاری هرچه عالی تر بازی های المپیک پکن 2008، استیون اسپیلبرگ کارگردان معروف آمریکایی را استخدام کرد که این بازی ها را مدیریت کند. واگذاری چنین نقشی به یک بیگانه از سوی ژاپن یا هند غیر قابل تصور است. زمانی از یک مقام چینی پرسیدم بهترین راه حل برای مشکل فقر روستایی کدام است؟ پاسخ داد باید بازارها را آزاد گذاشت تا نقش خود را ایفا کنند، بازار مردم را از زمین جدا و وارد صنعت میکند و مردم را به شهرها می کشاند. نکته بسیار مهم تر در توسعه همه جانبه چین این است که این کشور از سال 1979 تا به امروز با چراغ خاموش رو به جلو حرکت کرده است. مثلا چین معمولا به قطع نامه هایی که آمریکا بانی آن در شورای امنیت سازمان ملل است رای مثبت میدهد و یا حداقل آن را وتو نمیکند. این را دنگ شائول پینگ حرکت با چراغ خاموش میخواند. یعنی چین سر به زیر داشت و پیشرفت کرد. سیاست عدم مداخله و عدم مقابله چین هنوز هم پابرجاست. چین معمولا به استثنای آنچه که به تایوان مربوط میشود معمولا از ورود به مجادلات با سایر دولت ها پرهیز میکند و خود را با کشورهای دیگر درگیر نمیکند تا تمام توانش به رشد اقتصادی معطوف بماند. از طرف دیگر در سال 2002 چینی ها از اصطلاح رشد مسالمت آمیز استفاده کردند. در سالهای 2006 و 2007 تلویزیون دولتی چین مستندی 12 قسمتی درباره داستان پیشرفت و خیزش 9 قدرت بزرگ از جمله آمریکا و انگلیس پخش کرد و در این مستند از ژاپن و آمریکا تمجید فراوان کرد. پیام اصلی این مستند این بود: عظمت یک ملت در توانایی اقتصادی آن نهفته است و نظامی گری و امپراطوری گری به بن بست میرسد.


منبع: کتاب جهان پسا امریکایی، نوشته فرید زکریا،  ترجمه احمد عزیزی


اشتراک گذاری در:
سه شنبه 15/4/1395 11:20 در درباره چین
بازگشت به واردات از چین
فاطمه محتشمی (26)
ارسال دیدگاه
نام:  
ایمیل:  (ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما:
دیدگاه ها
دیدگاهی ثبت نشده است